به طرز عجيب و احمقانهای دلم برايت تنگ است! دلخوشیها کم نيست! آدمهاي دورُ برم هم کم نيستند! مي آيند لبخندی روی لبم مينشانند و ميروند ولي دلتنگی عجيبی هميشه و همه جا همراه من است ... نميدانم اين روزهايت چطور ميگذرد ... نميدانم تو هم دلتنگی يا نه؟! ميدانم که ميخوانی! و ميدانم که نميدانی چقدر اين دلتنگی برايم زجزآور است! آنها که کمتر مرا ميشناسند هنوز هم ميگويند خوش بحالت... چه روحيه اي داری! کاش بلد بوديم مثل تو ساده بگيريم و بخنديم... اما آنها که بيشتر ميشناسند ، ميگويند
برچسب:
نویسنده: اشکان رفیعی
تاريخ: يکشنبه
18 مرداد
1405 ساعت: 21:35